حديث،گزارش کننده سنت علوي است وسنت را قول معصوم و فعل معصوم وتقرير معصوم تعريف کرده اند و به عنوان يکي از مهم ترين منبع معرفتي که در عرصه هاي گوناگون و در سنت پيامبر(ص) يافت مي شد. اين سنت از طريق راويان گزارش شده و در اختيار ما قرار گرفته است که ما از آن به حديث تعبير مي کنيم .


سخنرانی استاد علی نژاد درجمع دانش پژوهان بخش تفسیر
با موضوع( نقش حديث در تفسير قرآن)
استاد محترم جناب آقاي علي نژاد در جمع دانش پژوهان تفسير فرمودند.
حديث،گزارش کننده سنت علوي است وسنت را قول معصوم و فعل معصوم وتقرير معصوم تعريف کرده اند و به عنوان يکي از مهم ترين منبع معرفتي که در عرصه هاي گوناگون و در سنت پيامبر(ص) يافت مي شد. اين سنت از طريق راويان گزارش شده و در اختيار ما قرار گرفته است که ما از آن به حديث تعبير مي کنيم .
در اين فرصت کوتاه بحث را به سه بخش تقسيم مي کنم بخش اول جايگاه حديث در دين وبخش دوم جايگاه حديث در قرآن و بخش سوم جايگاه روايات تفسيري در مورد تفسير الميزان است در ارتباط با حديث اين نکته قابل توجه است که در دروس حوزوي حديث يک جايگاه خاصي دارد. در واقع همه علوم وام دار حديث هستند و از اين منبع وحياني سيراب مي شوند مثلأ رابطه کلام با حديث، رابطه اخلاق با حديث ، رابطه تفسير با حديث،ورابطه تاريخ با حديث، حال اگر حديث از اين ميان حذف شود چيزي در اختيار يک محقق ومورخ ومفسر نخواهد بود مثل روايات فقهي که در وسائل الشيعه است که مستنبط احکام قرار مي گيرد.
نقش حديث در تفسير قران
روايات در مورد آيات شريفه قرآن که از حضرات معصومين (ع) رسيده است ببينيد چقدر در قران کاربرد دارد و چگونه مي توانيد از اين روايات استفاده کنيد مستحضر هستيد که بخشي از اين روايات به روايات تفسيري مشهور هستند و از قديم عالمان و محدثان کوشش کردند که اين روايات را جمع کنند الان ما سر سفره آنهايي نشسته ايم .
يک پژوهشگر بايد سه مبنا را براي خودش مشخص کند تا بر اين اساس بتواند از روايات استفاده کند.
اولين بحث : طبقه بندي روايات تفسيري است .
در علم رجال ودرايه خوانديد که يک حديث تقسيم بندي مي شود ويا خبر واحد که تقسيات متعددي دارد.
يک فقيه وقتي روي روايات فقهي کار کرده باشد مي تواند يک مطلب را استنباط کند که مثلأ اين روايت ضعيف است يا حسنه است يا مرسل است اين تقسيم بندي مربوط به روايات فقهي نيست و مربوط به روايات تفسيري هم مي شود که بايد اقسام آنها مشخص شود.
بحث دوم :
آيا خبر واحد در روايات تفسيري حجت است يا حجت نيست اين يکي از يحث هاي مهم است که در علم اصول بررسي مي شود.ويا بحث حجيت خبر واحد ثقه که اين بحث براي اين مطرح شده است که چون خبر واحد ظن آور است و عمل به ظن به ادله اربعه حرام است مگر اين که اين خبر واحد ثقه باشد وتأييدي از شارع داشته باشد که بحث مفصلي دارد در فقه مشهور اين را پذيرفته اند که براساس همين فتوا ميدهند.
سوال اينجاست که ايا روايات تفسيري هم شامل اين حکم مي شود آيا روايات اعتقادي هم شامل اين قانون مي شود يا رواياتي که مربوط به هستي شناسي يا موجودات است که اگر از طريق معتبر به دست ما برسد حجيت واعتبار شرعي دارد يا نه يک بحث مهم وجدي است که آقايان اين مبحث را متذکر شده اند از جمله آيت الله العظمي فاضل و علامه اين بحث را آورده اند چون يک بحث مبنايي است .
بحث سوم : آسيب شناسي روايات تفسيري
در زمان گذشته راوياني که در يک سطح نبوده اند و انگيزه براي جعل حديث هم زياد بوده به خاطر همين اين سوال پيش مي آيد که آيا اين احاديثي که به دست ما رسيده است صحيح است يا نه .
به طور خلاصه سه بحث مطرح شد :
1- طبقه بندي احاديث
2-آيا خبر واحد در روايات تفسيري حجت است يا نه
3- آسيب شناسي روايات تفسيري
حديث چه نقشي در تفسير دارد :
روايات واحاديث سه نقش اساسي را براي آيات قرآن ايفا مي کنند
1- تقريري
2- تبييني
3- نو آوري
تقريري : يک سري مطالبي که در قرآن آمده است و روايات هم آنها هم آمده از مباحث اعتقادي تا مسائل دنيوي که مشترک بين آيات وروايات مي باشد مثل مبحث نظم واخلاقي وغيبت و سوء ظن که از همه اينها به تقريري بودن حديث تعبير مي شود که همان مطالبي است که در قرآن آمده وبه بيان ديگر بيان شده است .
تبييني : وانزلناعليک الذکر لتبين للناس.... که پيامبر(ص) بايد تبيين کند حال يا با زبان ويا با رفتار خودش حديث در واقع مي آيد اين سنت را گزارش مي کند وبايد ديد که آيا اين حديث اين سنت را به درستي گزارش کرده است يا نه در واقع تبيين در جايي است که اجمال و ابهام وجود داشته باشد.
يکي از دلايل براي حجت قول پيامبر(ص) همين آيه است بعد آمده گفته است که قول هيچ کسي حجت نيست اين آيه نشان ميدهد که يک از وظايف پيامبر(ص) تبيين آيات است پيامبر(ص) تبييين مي کند حال چگونه تبييين کند اين مي شود روش تفسيري پيامبر(ص) که هنوز متعرض آن نشديم خلاصه مي خواهيم بگوييم بعضي از اين روايات که در ذيل آيات آمده است براي تبيين آيات است مثلأ در مورد آيه ولايت بايد به روايات تفسيري مراجعه بشود تا مشخص شود که اين آيه مربوط به کدام واقعه است. اين روايات مجمل ها را مشخص مي کند ،مطلق ها را مقيد مي کند و بعضي را تفسير ميکند .
نوآوري :
نو آوري به نظر ما ملاک است چون همه چيز در قرآن است مثل جزئيات عالم برزخ جزئيات قيامت که بايد به روايات مراجعه شود منش علامه هم تفسير قرآن به قرآن است.
خلاصه مطلب اينکه : هيچ مفسري نبوده که به روايات توجه نکرده باشد.